تاریخچه طب سنتی

پیشینه ی ایرانیان از دیر باز با علم و دانش و فرهنگ همراه بوده است.در بین  درخشش انواع مراکز علمی و نخبگان ایرانی در علوم مختلف تلالؤ و درخشش پزشکان بر کسی پوشیده نیست و بر تارک تاریخ علم جهان خودنمایی می کند. این مکتب سنتی ایران دستاوردیست که آنان برای ما ودیعه و یادگار گذاشته اندو بی شک در بین مکاتب پزشکی سنتی در جهان هیچکدام به جامعیت و تمامیت مکاتب پزشکی سنتی ایران نبوده است و این خودسر آغازی بر گسترش مرزهای دانش در ایران اسلامی است.

طب سنتی از دید سازمان های بین المللی:

سازمان جهانی بهداشت(WHO) در سال ۱۹۷۸ و سپس در سال ۲۰۰۲ میلادی ،بیانیه ای در زمینه طب سنتی منتشر کرد که طی آن طب سنتی را اینگونه معرفی می کند:

«مجموعه تمامی علوم نظری و عملی که در تشخیص طبی ، پیشگیری و در مان بیماری های جسمی ،ذهنی  یا ناهنجاریهای اجتماعی به کار می رود و به صورت گفتاری یا نوشتاری از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته باشد.»

این سازمان علت پیشرفت و لزوم ترویج طب سنتی را در سه نکته می داند:

الف: خصوصیات ذاتی طب سنتی: از دیر باز طب سنتی روش خود درمانی مردم بوده است و لذا برایشان به سادگی قابل پذیرش خواهد بود. طب سنتی جزئی از فرهنگ مردم بوده و در حل بعضی مسائل فرهنگ سلامت نقش مهمی دارد. معرف ، توسعه و ترویج  طب سنتی احترام به فرهنگ و میراث مردم در سراسر جهان است.

ب: ویژگی کل نگر بودن طب سنتی: طب سنتی بر این نکته تأکید دارد که سلامتی و بیماری نتیجه عدم تعادلو توازن انسان در کل سیستمی است که او را احاطه می نماید. به عبارت دیگر  در علاج بیماری ها به جای آنکه مستقیماً نشانه های بیماری را نشانه بگیرند باید تعادل و توازن در قدرت خود درمانی انسان برقرار شود.

ج:قابل اجرا بودن طب سنتی:

از نقطه نظر اجرایی مهمترین دلیل قانع کننده برای توسعه بنیادی طب سنتی این است که اگر بخواهیم از روش های قابل قبول ، امن و دارای توجیه اقتصادی استفاده شود طب سنتی یکی از مهمترین راه ها برای رسیدن به پوشش بهداشتی برای همه ی کشور است. 

تاریخ به روشنی گواهی صادق برای وجود طب سنتی است.  طب سنتی از زمانی که پدران  ما در معرض بیماری بوده اند و برای رفع آن  به معالجه پرداخته اند وجود داشته  است.  حتی نگاهی  به جغرافیای جهان  اثبات می کند که هستند ملت هایی که هنوز هم علی رغم  سیطره ی  پزشکی جدید بر دنیا به حفظ  سنت نیاکان خود و طب سنتی سرزمینشان کوشیده اند. این در حالیست که مکتب طب سنتی ایران با سابقه ی ده هزار ساله ، دانش است آمیخته با فن و هنر و ذخیره ای است گرد آمده از اهالی حکمت خسروانی سرزمین آریا و حکمت یونانی که با محک تجربه در طول سالیان حیات بشر آزموده شده است. از سویی دیگر اکنون جامعه ی پزشکی جهانی به اهمیت روش های طبیعی و مکاتب طب سنتی و مکمل پی برده است و دانشکده ها و مراکز تحقیقاتی متعددی در نقاط مختلف دنیا  به کار تحقیق و به کار گیری روش های مختلف  که دارای سابقه  علمی و تاریخی هستند مشغول می باشند. از این روست که  گرایش به شناخت مبانی طب سنتی در میان پزشکان ایرانی نیز افزاش یافته و این رسالت اکنون بر دوش ماست تا با علمی کردن این دانش  به احیای مجدد این سنت ارزشمند و فراموش شده برآییم. و بکوشیم تا با تربیت  حکیمانی حازق  و  تفهیم اندیشه های ابن سینا و فارابی و جرجانی در دانشگاه ، طب سنتی را بار دیگر در خدمت بشر قرار دهیم . بشری که از استفاده ی دارو های شیمیایی و اثرات سوء آن ناخرسند و زیان دیده است و اشتباهات پزشکی نوین او را متضرر ساخته است و حال آنکه در همه ی جوامع  حفظ سلامت انسان ها اولین  دغدغه ی حکومت هاست.  

طب سنتی ایران که برگرفته از فرهنگ ایران و اسلام است، یک مکتب طبی کامل و پویا می باشد که جهان را به عنوان نظام احسن و آفریده خالق علیم و حکیم می‌نگرد و پزشک را از بابت تسلط و احاطه او به علوم مختلف و درک صحیح او از جهان هستی حکیم نامیده است. ریشه های مکتب طب سنتی ایران به بیش از ۱۰۰۰ سال قبل می رسد، طبق نقل سیریل الگود مورخ پزشکی «قبل از طب یونانی وجود داشته است و ایرانیان اصول آن چیزی را که طب یونانی نامیده شده، به یونانیان تعلیم دادند ودر ایران قدیم وضعیت طب پیشرفته‏تر از آشور بود» ستارگان طب سنتی ایران مانند ابن سینا، رازی، علی بن عباس اهوازی، ابن ابی الصادق نیشابوری، سید اسماعیل جرجانی و عماد الدین محمود شیرازی حدود هشت قرن هدایت دانشگاههای طب در غرب و شرق را برعهده داشتند.

ابن ابی اصیبعه که هم طبیب  و هم تاریخ نگار است در کتاب “عیون الانباء” خود مینویسد:”این اکتشافات “کشف علم طب” را نمیشود به یک قوم مخصوص نسبت داد” این درست است که ماقومی را در این دانش پیش قدم میدانیم ولی مسلم نیست که آن قوم در دانش طب مبتکر و مبدع باشد زیرا بعید نیست که در میان اقوام منقرض شده بشری علم علاج سابقه داشته باشد و بعید نیست که این علم از آن قوم نباشد و به این قوم رسیده باشد؛ رهگذرانی که از بالین بیمار میگذشتند از کیفیت بیماری وی آگاه می شدند. درمیان رهگذرها احیانا انسانی دیده میشد که خود به آن مرض دچار و بوسیله آن علاج می یافت.

مردمی که شاهد این صحنه بودند گفتار رهگذر راوی را روی الواحی یادداشت میکردند و بعد آن الواح را در بتکده می آویختند..

بیمارستان “جندی شاپور” نخستین دانشکده طب در جهان شمره می شود  و این ملت ایران بود که برای نخستین بار در تاریخ علوم به تاسیس دانشکده ای جهت تعلیم و تکمیل علم طب اندیشیده است.

تاریخ عرب قبل از اسلام از دو تن طبیب دانشمند و حاذق یاد میکند که یکی (( ابن حذیم)) از قبیله ی (( تیم الرباب))و دیگر (( حارث بن کلده )) از بنی ثقیف مقیم طا ئف واین دو طبیب همچنان به روایت اعراب هر دو درجندی شاپور علم طب آموخته وهردو در دربار شاهنشاهان ساسانی متصدی خدمات برجسته وشایسته طب وبهداشت بوده اند.

 در دیدگاه طب سنتی ایران  که انسان را به دیده خلیفه الهی می نگرد حفظ سلامتی بر درمان مقدم است و توجه بر روش زندگی اعم از هوای سالم و تغذیه صحیح و فعالیت کافی و استراحت  به اندازه و تعادل حالات روحی و روانی شعار طب سنتی ایران است. این مکتب درمان با استفاده از داروهای گیاهیو طبیعی را ارجح می داند آنچه  که تحت عنوان مزاج و اخلاط از مکتب طب ایرانی در ذهن مردم با نام طب ابو علی سینایی نقش بسته است ، بخشی از یک حقیقت بزرگ به نام مکتب علمی و عملی طب سنتی ایران است که در حال حاضر نیز در قالب دکترای تخصصی ph.D)) برای پزشکان پذیرفته شده در دانشکده طب سنتی و عصر اسلامی دانشگاه شهید بهشتی تدریس می شود.

تلاش مکتب طب سنتی در حفظ سلامتی و جلو گیری از بیماری در قدم اول فرد را بر آن می دارد تا مزاج ذاتی خود را بشناسد و ببیند به کدام طیف مزاجی نزدیک تر است. سپس روش زندگی مناسب با آن طیف را به کار گیرد.

علم معالجات در طب سنتی ایران به سه بخش زیر تقسیم می شود:

۱-    غذا در مانی          ۲- دارو درمانی             ۳- اعمال یداوی(اقدامات دستی)

 

 

مطالب سایت را به اشتراک بگذارید

Comments

تاریخچه طب سنتی — بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *